5 نکته ای که در مورد “شروع کار” به شما نمی گویند


5 نکته ای که در مورد “شروع کار” به شما نمی گویند

نویسنده :دکتر سعید جوی زاده

 

در مورد آنچه شما باید و نباید هنگام تأسیس یک شرکت راه اندازی کنید ادبیات فوق العاده ای در دسترس است. توصیه معمولاً همان موارد مشابه است: جایگاه ویژه خود را پیدا کنید ، یک تیم قدرتمند استخدام کنید ، تکرار / نوآوری کنید و بودجه دریافت کنید. اما گرچه این نکات درست و ارزشمند است ، اما همه چیز نیستند. 

سعی کنید همیشه نکات مهم را از کسانی یاد بگیرید که کسب و کاری را راه اندازی کرده اند – هیچ فرمول روشنی برای موفقیت وجود ندارد. بنابراین ، بسیاری از جنبه های شروع یک تجارت نادیده گرفته می شود. در اینجا فقط تعدادی از این درسهای “اضافی” است که من از تجربه خودم به عنوان یک کارآفرین آموخته ام.

مرتبط:  5 نکته ای که در مورد استارت آپ های موفق از استیو جابز آموختم

  1. شما لازم نیست “آن را به تنهایی بروید.”

بسیاری از شرکت های نوپا سعی می کنند در سیلوها فعالیت کنند و سرمایه خود را برای ایجاد زیرساخت ها جمع می کنند تا بتوانند بازار خاصی را کنترل کنند. اما این یک روش مطمئن برای افزایش بیش از حد و سوختن است.

وبوان را به خاطر می آورید؟ تجارت آنلاین اعتبار و تحویل مواد غذایی؟ این تلاش ناموفق نمونه بارز این نوع تفکر بود.

این شرکت کامیون ها و انبارهای خود را برای دستیابی به جایگاه خود در بازار تحویل مواد غذایی خریداری کرد اما از هزینه مورد نیاز برای حفظ حضور و ناوگان خود غافل شد. 13 سال سریع جلو می رود و AmazonFresh هم اکنون همان کاری را انجام داده است که وبوان سعی کرده انجام دهد ، فقط برای پشتیبانی از تدارکات خود به سرویس پستی ایالات متحده متکی است.

اخلاق داستان این است که بنیانگذاران استارت آپ هوشمند سعی نمی کنند همه کارها را به تنهایی انجام دهند . آنها به دنبال مشارکت با شرکتهای مستقر هستند که می توانند از پشتوانه وام پشتیبانی کنند. 

  1. شریک تجاری شما همیشه شخصی نیست که در کنار شما نشسته است.

تصویری از استارت آپ معمول سیلیکون ولی را که شکوفا شده است بیاورید و احتمالاً تصویری از دو دوست – احتمالاً همکلاسی ها – را خواهید دید که در کنار هم در یک گاراژ مشغول کار هستند.

به عنوان یک بنیانگذار استارتاپ ، شما باید به اهمیت گسترش شبکه خود به سایر همتایان خود و استفاده از بازیکنان قدیمی ، برای درک آنها ، پی ببرید.

در پایان روز ، شریک تجاری شما احتمالاً همکلاسی نخواهد بود. (در مورد من ، در نهایت دانشجویی بود!) اما اگر چشمان خود را پوست کنده و ذهن خود را باز نگه دارید ، می توانید مشاوره ای – و شریک تجاری عالی  را در بعیدترین افراد پیدا کنید.

مرتبط:  10 استارت آپ در حال ظهور که باید درباره آنها بدانید

  1. عمومی رفتن همه چیز همه چیز نیست.

چه علامتی مطمئن است که یک استارتاپ آن را ایجاد کرده است؟ سه حرف کوچک: IPO. حداقل ، این تصوری است که از هیاهوی مشاغل صعود کننده NYSE خواهید داشت.

با این وجود IPO می تواند وسیله مورد نیاز برای افزایش سرمایه را فراهم کند ، اما نباید به عنوان شاخص موفقیت اشتباه گرفته شود.

هنگام تأسیس Endicia ، ارائه دهنده خدمات پستی آنلاین خودم ، در زمان رونق dot-com ، تصمیم گرفتم شخصاً تجارت را راه اندازی کنم (و در زمانی که سرمایه گذاری آسان نیز حاصل می شد). این انتخاب بر اساس میل به حفظ کنترل و نگهداری پول نقد بود. ما از آن زمان تا کنون بسیار زیاد شده ایم ، اما به IPO نیازی نداریم که به ما بگوید موفق شده ایم. 

4- تبلیغات سنگین نمی تواند شما را پس انداز کند.

بسیاری از اوقات ، وقتی استارتاپ ها بودجه می گیرند ، یکی از اولین کارهایی که انجام می دهند این است که پول خود را به تبلیغات برسانند. اما این اغلب می تواند هزینه های زودرس باشد.

نمونه موردی: وقتی اندیشیا شروع به کار کرد ، تعداد انگشت شماری از رقبا وجود داشت که همگی توسط VC پشتیبانی می شدند و به همان اندازه مشتاق بودند که ما به عنوان رهبر بازار حمل و نقل تجارت الکترونیک ظاهر شویم.

این شرکت ها چه با خرید بزرگترین غرفه ها در نمایشگاه ها و چه با گلوله باران 50 میلیون دلار فقط برای قرار گرفتن در صفحه اول AOL ، از هر لحاظ برتر از ما هستند.

اما در حالی که شرکت های دیگر از پول خود برای تبلیغ محصولات خود استفاده می کردند ، ما از ما برای تکمیل فناوری خود استفاده می کردیم. بودجه تبلیغاتی نداشتیم و در عوض برای رشد مشتری خود به دهان به دهان اعتماد کردیم. ما حتی تا آنجا پیش رفتیم که از طریق همایش های راهنمای eBay برای حل مشکلات مشتریان بالقوه شانه بزنیم.

هنگامی که سقوط dot-com آمد و رفت ، تجارت ما همان کار باقیمانده بود ، عمدتا به این دلیل که تمام منابع خود را برای تبلیغات پر زرق و برق هدر نداده بودیم.

  1. رقابت بزرگترین مشوق شماست.

آخرین توصیه من احتمالاً مهمترین است: اگر قرار است بازی استارتاپی را انجام دهید ، باید رقابت را بپذیرید.

رقابت همان چیزی است که شما را روی انگشتان پا نگه می دارد. این شما را مجبور به تکامل و نوآوری فراتر از آنچه در ابتدا ممکن می دانستید ، می کند. به عنوان مثال اپل و سامسونگ را در نظر بگیرید – اقدام دومی برای خرید LoopPay نشان دهنده تمایل آن برای ورود اپل به فضای پرداخت تلفن همراه است.

نکته آخر: اگر به خود اجازه دهید ترسیده شوید – یا بدتر از آن ، به طور کلی رقبا را نادیده بگیرید – در این صورت فرصتی برای تجارت نخواهید داشت. با آغوش باز و نگرش برای حل مسئله به رقبا سلام کنید و احتمالاً سالهای سال تحمل و پیشرفت خواهید کرد. 

کسب و کارآموزش

about getting startedfor getting started meaningitching to get started meaningquotes about getting startedsong about getting startedtime to get started meaningto get someone started meaningنکات شروع کسب و کارنکات مهم برای شروع کسب و کارنکات مهم در شروع کسب و کارنکاتی برای شروع کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *